تبليغاتX
اوستای نگاه
قطره  قطره احساس را بلعید

دربغض نگاه شهر گم شد

چشمهایش غزل غزل پژمرد

دستهایش ورق ورق تا شد

پیچید میان احساس مرده ی شهر

نفس های خیس و نمناکش

گریزی به آسمان آخر

در بغض نگاه شهر گم شد .

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 11:51 |
این شعر سروده خودم نیست

کس نبود بگوید دوستت دارم

ودرنهایت چشمت بنفشه می کارم

دلم گرفت وتب کرد چشمهای ترم

کس نبود که بفهمد زار وبیمارم

شکست بغض نگاهم وگم شدم در خود

از این که این همه تنها وبی کس کارم

تمام فاصله ها را گریستم اما

هنوز گوشه تنهاییم گرفتارم

خبررسید که طوفان زرد در راه است

ولی نشد دلم را به باد نسپارم

من از تبار غروبم مسئله این است

کس نبود که بگوید دوستت دارم

خیلی وقت بود احساس شاعر این شعرو داشتم وبلاخره با شعرش به روز کردم

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 17:34 |
این شعر سروده خودم نیست

کس نبود بگوید دوستت دارم

ودرنهایت چشمت بنفشه می کارم

دلم گرفت وتب کرد چشمهای ترم

کس نبود که بفهمد زار وبیمارم

شکست بغض نگاهم وگم شدم در خود

از این که این همه تنها وبی کس کارم

تمام فاصله ها را گریستم اما

هنوز گوشه تنهاییم گرفتارم

خبررسید که طوفان زرد در راه است

ولی نشد دلم را به باد نسپارم

من از تبار غروبم مسئله این است

کس نبود که بگوید دوستت دارم

خیلی وقت بود احساس شاعر این شعرو داشتم وبلاخره با شعرش به روز کردم

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 17:33 |
این خیال راحتم نمی گذارد

رتیل

سم

وکتابهایی که مزحکانه به من می خندند

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 9:42 |
درپیت می شوم میان خاکروبه ها می پوسم

من و واژه هایی که بهم می دوزم

کم کم از دور این زندگی خارج می شوم

من اشتباه نه! شکست خورده ام ؟

هیچ کس دوست سنگ تمامی برایم نبوده است .

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 21:41 |
بسپار

واژه ها را به من

که از یک در هزار واژه های گیلاسی وتوت فرنگی

فصل تابستان هیچ نمی فهمد

فقط گرما را می فهمد و................

میان لبخند تلخ هندوانه ها به گیلاسها می ماند

ودرخیال پاییز وانارهای سرخ گم میشود

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 9:3 |
تعطیلم ؟! نه

به تعطیلی ام کشاندند

اول غزلها وبعد سپید ها یکی یکی حذف شدند

احساس شعری رنگ باخت

سبز

زرد

کبود

ودر ازدحام غزلهای عاشقانه گم شدم

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 17:38 |
+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 17:37 |
من دل شکسته ام همه دلم را می شکنند
+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 17:33 |
ایمان می آورم به چشم های تو

که کلبه ای از عشق ومحبت وفاست

به تو که قاصدی از باغهای معطر بهشتی

ترنم بارانی که به قلبم می نشینی

تابلوی چهره ات را با میخ به دیوار قلب می کوبم

تا ازیاد نروی

+ نوشته شده توسط حمیده باغبان در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 19:49 |


Powered By
BLOGFA.COM